تبليغاتX
.:: هیئت بین الحرمین سمنان ::.

سرباز عشق

  نام من سرباز کوی عترت است

  دوره آموزشی ام هیئت است

  پادگانم چادری شد وصله دار

  سر درش عکس علی با ذوالفقار

  ارتش حیدر محل خدمتم

  بهر جانبازی پی هر فرصتم

  نقش سردوشی من یا فاطمه ست

  قمقمه ام پر ز آب علقمه ست

  رنگ پیراهن نه رنگ خاکی است

  زینب آن را دوخته پس مشکی است

  اسم رمز حمله ام یاس علی

  افسر مافوقم عباس علی

 


 

نوشته شده توسط میوندار در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 16:12 موضوع شعر شهدا | لینک ثابت


که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم...

شبی ساکت و دلگیر

خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر

و نزدیک اذان بود

که پیچیده در آفاق همه نغمه تکبیر

نوشته اند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش

و مشغول دعا باش

که آن لحظه بود لحظه شیرین اجابت

و باز است به درگاه الهی در رحمت

شدم گرم عبادت

دو چشمم پر از اشک شد و روی لبانم همه سوگند

که یا رب تو رهایم کن از این بند

و گفتم به خدا بین دعایم

که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همانجا که دل از سوز فراقش شده بی تاب

همانجا که زده دست به دامان زمین خوشه مهتاب

همان وادی سوز و عطش و درد

 

همان وادی شرمندگی آب

 

همان وادی پاک حرم حضرت ارباب

 

همانجا که قدم رنجه نموده است گل یاس

 

طوافش کند از عشق و از احساس

 

به لبهاش بود ذکر اباالفضل

 

و دریای دو چشمش پر الماس

 

همان کعبه کوچک -کف العباس

 

همان خاک که هم بدر و خندق و احزاب و حنین است

 

همانجا که زمین معرکه عشق حسین است

 

خیابان بهشتی که معروف به بین الحرمین است

 

و گفتم به خدا بین دعایم

 

که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم ...

 


 

نوشته شده توسط میوندار در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 23:9 موضوع شعر شهدا | لینک ثابت




RSS
 

POWERED BY

BLOGFA.COM

طراح این قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا